زبانشناسی ساختاری و ترجمه

زبانشناسی ساختاری و ترجمه

زبانشناسی ساختاری و ترجمهReviewed by علی عطازاده on Jan 3Rating:

مقدمه زبانشناسی ساختاری و ترجمه

جان لاینز (John Lyons) معتقد می باشد که هر زبان شامل نظام بیگانه ‏ای است که عنصرهای آن (یعنی آواها و کلمات)  ارزش و موجودیت خودشان را در چارچوبی از این نظام و همچنین در رابطه با دیگر عناصر به ‏دست می‏اورند. بنابراین مترجم درزبانشناسی ساختاری و ترجمه باید برای عناصر زبان مبدأ، با درنظر گرفتن نظام مربوطه معادل پیدا کند. آنچه برای مترجم مهم است، ارزش عناصر زبانی است نه صورت آنها. طبق اصل زبانشناسی ساختاری، ارزش های عناصر زبانی در داخل نظام زبانی تبلور می‏ یابند.

در جمله های زیر به معنی فعل recognized توجه کنید.

I recognized her by her white hat

شناختن

Britain has recognized the new regime in this country
به رسمیت شناخت
He recognized that he was not qualified for this post

قبول کرد
The firm recognized rob’s outstanding work by giving him an extra bonus

قدردانی کرد

رابطه های  همنشینی بین عناصر زبانی عبارت هستند از روابطی که در پرتو آن، مابین عناصر هم‏ ردیف یک سازه ارتباط ایجاد می‏شود. مثال: در کلمه big میان واژه تشکیل‏ دهنده آن یعنی /b/i/g یک رابطه همنشینی حکم فرما می‏باشد.  رابطه های  همنشینی حاکم بر واحد‏های زبان عبارت است از روابطی که بین واحد ویژه ‏ای از یک سازه و دیگر واحدهایی که قابلیت جانشیتی با آن واحد را دارند، برقرار است. مثال: در سازه ’مدیر مدرسه ما‘ واژه ’مدرسه‘ با عناصری نظیر ’دبیرستان‘ و ’انجمن‘ دارای رابطه های  همنشینی است.

حتما بخوانید :   قوانین و اصول ترجمه متون (بخش دوم)

ساختار معنایی (Semantic Structure): عبارتست از انواع رابطه‏ های معنایی موجود بین واحدهای مجموعه ‏های جانشین در سازه‏ های آن زبان. مثال: در سازه ”برادر من معلم است.“ به‏ جای واحد ’برادر‘ می‏توان از واحدهایی نظیر ’مادر‘، ’پدر‘، ’خواهر‘، ’دایی‘، ’پسرعمو‘، ’دخترعمو‘، ’عمه‘، ’مادربزرگ‘، را جانشین کرد.

رابطه هم‏ معنایی (Synonymy): دو واحد لغوی وقتی باهم هم‏ معنا هستند که در تمام بافتهای کاربردی باهم قابل جایگزینی باشند.
مثال: -conception
– idea

رابطه شمولیت (Hyponymy) : هنگامی رابطه شمولیت مابین دو واحد لغوی وجود دارد که یکی از آنها شامل دیگری شود.
مثال: vehicle: car, bus, truck

هر یک از این سه کلمه، شمول vehicle می‏شوند، و این سه بایکدیگر رابطه هم‏شمولی (Co-hyponymy) دارند.

رابطه تقابل تکمیلی یا تضاد دوگانه :
در رابطه تقابل تکمیلی با اسناد قرار دادن یکی از کلمه ها، کلمه دیگر نقض میشود. مثال: / single-married / یا / dead-alive / که با اسناد قرار دادن یکی (یعنی گفتن این جمله که
(Ahmad is single) دیگری نقض می‏شود:
Ahmad is not married.

رابطه تضاد (Antonymy) یا تضاد درجه ‏بندی شده (Graded antonymy) :
در  رابطه تضاد، میان واحدها تدریج و همچنان درجه‏ بندی وجود دارد.

حتما بخوانید :   تجارب مفید یک مترجم آزاد

مثال: / old, new / که با هم متضاد می‏باشند. البته بین این درجاتی نیز وجود دارد: چیزی نسبتی به چیز دیگر.

رابطه تقابل تناقضی :
رابطه تقابل تناقضی میان عنصرهای هم‏ شمول است.  مانند / صبح و شب/ که با هم رابطه تناقضی دارند. یعنی وقتی گفته می‏شود ’الان صبح است‘ دیگر نمی‏توان گفت ’الان شب است.‘ رابطه تقابل معکوس:
این رابطه فقط بین دو کلمه حاکم است که اسناد قرار دادن یکی از آنها دلالت دارد بر وجود دیگری . مثال: / خریدن و فروختن/. وقتی گفته می‏شود ’من ماشین را خریدم‘ دلالت بر این می‏کند که ’کسی آن را فروخته است.‘

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 4 =